خرید بک لینک

گفتند تا سر مرگ اورا دوست میداری؟؟؟؟

گفتم بالای قبرم ازو سخن بگویید و ببینید چگونه مرا زنده میکند ....

محمود درویش

♥ نوشته شده در شنبه شانزدهم دی ۱۴۰۲ ساعت 12:23 توسط آرامش:

برچسب: نویسنده: نوید عباسیان تاريخ: دوشنبه 18 دی 1402 ساعت: 22:01

ای بیخبر از حال بیمارم رفتی و خود را به که بسپارم باور نکردی حرف قلبم را آرام جانم دوستت دارمدردت به قلب و روح و جانم زد عشقت فقط زخم زبانم زد جانم تو بودی زندگی بو برد آخر تو را برد و به جانم زد تو رفتی چه شد روزگارم سیاهمنم انکه ماند منتظر چشم به راهچه ماند از دلم غیر ازین اشک و آهدگر بیش ازین را تو از من نخواه ♥ نوشته شده در شنبه نهم دی ۱۴۰۲ ساعت 18:41 توسط آرامش:

برچسب: نویسنده: نوید عباسیان تاريخ: سه شنبه 12 دی 1402 ساعت: 17:26

خیلی وقت پیش خیلی اتفاقی و ناامیدانه خونه را گذاشتم توی دیوار اراک برای فروش.چند ساله قصد فروش داشتیم ولی جدی نبود.امروز خیلی اتفاقی یه مشتری اومد قولنامه کردیم.بعدش توی دیوار گشتیم یه امتیاز بود میداد ۵۵۰_۶۰۰ای قیمت.زنگ زدم با بنگاه قرار گذاشتیم انگار همه چی واسه ما آماده شده بود.قرارداد خرید امتیاز رو بستیم.اصلا پول نداشتیم.با دو میلیون تومان بیعانه قولنامه کردیم.خونمون رو فروختیم ۷۰۰. قیمتش کمه.ولی یه سری شرایط خاص داشتیم مجبور شدیم بفروشیم.خونه رو پدرم داده بود و میترسیدم یه زمانی اتفاقی بیفته اینجا بره واسه انحصار وراثت.در صورتیکه پدرم اینجا رو قولنامه ای داده بود به من.خونه مال من بود و وقتی رفتیم امتیاز بخریم خدایی باید به اسم خودم میزدم.سگرمه های همسر رفت توهم.سه دنگ سه دنگ زدم که هیچکدوم ناراحت نشیم.الان همسر با من قهر کرده.هر کسی جای من بود چکار میکرد.پول کم آوردم و به چند نفر گفتم پول میخوام قرضی میخوام کسی پول نداد.حتی بابام.انقد گریه کردم چشام شده اندازه سیب زمینی. همیشه روی پای خودم بودم و با اینکه یه زنم از صد تا مرد مردترم.خدا بخواد پول جور میشه.فقط خودش.کی باورش میشه با دومیلیون رفتم خونه قولنامه کردم؟خدایا خودت فقط.به امید بنده هات منو رها نکن ♥ نوشته شده در شنبه دوازدهم فروردین ۱۴۰۲ ساعت 20:49 توسط آرامش:

برچسب: نویسنده: نوید عباسیان تاريخ: پنجشنبه 31 فروردين 1402 ساعت: 11:12

سال نو

سال نو مبارک.

مقصد قشم.فعلا شوش هستیم.خانه خادم دانیال نبی.ادم خوبیه.یه خونه دربست در اختیارمون گذاشت خوابیدیم.ماشین هم پنچره.

ماشین رو درست کنیم بریم.

نمیدونم چرا حوصله نوشتنم ندارم

فعلا بای،

برچسب: نویسنده: نوید عباسیان تاريخ: دوشنبه 7 فروردين 1402 ساعت: 23:28

صفحه بندی